ِ

اینجا جنگل است,در قعر شب. خانه ات دور است,گلیمت را از آب بیرون بکش...

شاملو

پس من بسیار گریستم. و هر قطره ی اشک من

حقیقتی بود...

هرچند که حقیقت خود کلمه ای بیش نیست.

گویی من با گریستنی از این گونه.حقیقتی مایوس را

 تکرار میکردم...

آه این جماعت حقیقت خوف انگیز را

تنها در افسانه ها می جویند

و خود از این روست که شمشیر را

 سلاح عدل جاودانه می شمرند

چرا که به روزگار ما شمشیر سلاح افسانه هاست ...

 

  
نویسنده : purple diamond ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :